خرید بک لینک
احتمالا بدترین وقت باشه برای نوشتن چیزی توی این وبلاگ خاک خورده! اما من مینویسم و بله . مینویسم. خب چی حالا میخواستم بگم؟ببین میخواستم بگم که من الان امریکام. نشسته م توی کامپیوتر لب دانشکده مون و بای

برچسب: نویسنده: متین صادقی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:29

بدترین شکست وقتی اتفاق میفته که تو ایمان به خودت رو از دست بدی. وقتی اعتماد به نفست رو از دست میدی مثل همون لحظه هاییه که لرز میکنی. وقتی سرما کل تنت رو میپوشونه و احساس بدبختی میکنی. اما باید یادت باشه که تا وقتی به خودت اعتماد داری همه چیز سر جاشه. خودت رو نباز، خودت رو گم نکن. اصلیترین موضوع همینه.

برچسب: نویسنده: متین صادقی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:29

دوست ندارم بردۀ این سیستم بشم پس فعلا با فکر الانم دلم میخواد که برگردم ایران اونچوآلی. اما خب. نمیتونم بگم که دوست ندارم اینجا رو اکسپلور کنم خیلی بیشتر و بیشتر. بله. و خب گشنمه الان و دلم میخواد برم بدون فکر کردن به هیچ چیزی بشینم غذا مو بخورم. و خب اونقدر کار هست؛ اون قدر چیز هست که باید براش برنامه ریزی کنم که ترجیح داده م فرار کنم پشت سپر چیزهایی مثل خستگی و البته که خسته هستم و این قابل انکار نیست. الان توی دفترمون نشسته م و

برچسب: نویسنده: متین صادقی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:29

حالا دیگه نمیتونم برم بیرون توی آفتاب روی چمنها بشینم و .

اینو امروز ننوشته بودم اینو یه روز دیگه نوشته بودم یه روز قبل تر از همۀ این خستگی های مزمن.

همه اینجا مثل خر کار میکنن. نمیدونم شاید هم بیشتر از خر.

برچسب: نویسنده: متین صادقی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:29

not everyone is so lucky to have their best roommie as their first roommie!

بزن به تخته. یادت نره!

برچسب: نویسنده: متین صادقی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:29

پیکسل I love plaing رو فقط برداشتم اما قرار نیست بزنم به کیف و هیچ جاییم! چون خب آی دونت لاو پلنینگ :)) حالا درسته اومدم رشتم شده این ولی دلیل نمیشه که. و البته که کلا نمیشه که پلنینگ رو لاو داشت. و دختره ویسمایا چه رو مخه. پر رو. یه طوریه. آره دیدی؟ مثلا وقتی یه چیزیو نمیفهمه یه طوری نگات میکنه انگار تو خنگی و بد گفتی و اون اوسکل نیست که نفهیمده! درصورتی که جفت اینا میتونه باشه.

برچسب: نویسنده: متین صادقی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:29

حال ایران خیلی خرابه. اینترنت 5 روزه که قطعه. تظاهرات شده بعد از افزایش قیمت بنزین. مردم آتیش سوزی کردن یه جاهایی و رفتن توی مغازه ها چیز میز برداشتن بردن. . . یعنی شیشه شکستن رفتن داخل و . . منم؟ چی

برچسب: نویسنده: متین صادقی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:29

هیچ وقت فکر نمیکردم یه روز بیام اینجا. خونه دایی مجید. اینجا همه عصبی ن. یعنی.. یه حالی ن. انگار همه دعوا دارن. سردن. محبت دارن اما نه خیلی. بچه های ندا رو مخن. مخصوصا الویس. بیش فعالی داره و خیلی شیط

برچسب: نویسنده: متین صادقی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:29

I think I was just not bo for this type of life style Iwas not to work as much as these people do. I know that life becomes enjoyable when having hardenships.روزایی یادم میاد که برای کنکور میخوندیم

برچسب: نویسنده: متین صادقی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:29

تو کتابخونه اربنا نشستم. میخوام سه صفحه بنویسم برای کامپرتیو اسی. بدون سخت گرفتن. راستش اونقدر وقت کمه که.. دیشب برنامه یلدا بود اینجا. امروز اون لیست آهنگسازایی که ارژنگ آقاجری فرستاده برامون که قرار

برچسب: نویسنده: متین صادقی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:29

صفحه بندی