برچسب:
نویسنده: متین صادقی
بدترین شکست وقتی اتفاق میفته که تو ایمان به خودت رو از دست بدی. وقتی اعتماد به نفست رو از دست میدی مثل همون لحظه هاییه که لرز میکنی. وقتی سرما کل تنت رو میپوشونه و احساس بدبختی میکنی. اما باید یادت باشه که تا وقتی به خودت اعتماد داری همه چیز سر جاشه. خودت رو نباز، خودت رو گم نکن. اصلیترین موضوع همینه.
برچسب:
نویسنده: متین صادقی
دوست ندارم بردۀ این سیستم بشم پس فعلا با فکر الانم دلم میخواد که برگردم ایران اونچوآلی. اما خب. نمیتونم بگم که دوست ندارم اینجا رو اکسپلور کنم خیلی بیشتر و بیشتر. بله. و خب گشنمه الان و دلم میخواد برم بدون فکر کردن به هیچ چیزی بشینم غذا مو بخورم. و خب اونقدر کار هست؛ اون قدر چیز هست که باید براش برنامه ریزی کنم که ترجیح داده م فرار کنم پشت سپر چیزهایی مثل خستگی و البته که خسته هستم و این قابل انکار نیست. الان توی دفترمون نشسته م و
برچسب:
نویسنده: متین صادقی
حالا دیگه نمیتونم برم بیرون توی آفتاب روی چمنها بشینم و .
اینو امروز ننوشته بودم اینو یه روز دیگه نوشته بودم یه روز قبل تر از همۀ این خستگی های مزمن.
همه اینجا مثل خر کار میکنن. نمیدونم شاید هم بیشتر از خر.
برچسب:
نویسنده: متین صادقی
not everyone is so lucky to have their best roommie as their first roommie!
بزن به تخته. یادت نره!
برچسب:
نویسنده: متین صادقی
پیکسل I love plaing رو فقط برداشتم اما قرار نیست بزنم به کیف و هیچ جاییم! چون خب آی دونت لاو پلنینگ :)) حالا درسته اومدم رشتم شده این ولی دلیل نمیشه که. و البته که کلا نمیشه که پلنینگ رو لاو داشت. و دختره ویسمایا چه رو مخه. پر رو. یه طوریه. آره دیدی؟ مثلا وقتی یه چیزیو نمیفهمه یه طوری نگات میکنه انگار تو خنگی و بد گفتی و اون اوسکل نیست که نفهیمده! درصورتی که جفت اینا میتونه باشه.
برچسب:
نویسنده: متین صادقی
برچسب:
نویسنده: متین صادقی
برچسب:
نویسنده: متین صادقی
برچسب:
نویسنده: متین صادقی
برچسب:
نویسنده: متین صادقی